تبلیغات اینترنتیclose
روستای قویینک رخشانی تهران
روستای قویینک رخشانی تهران
شناخت روستای قویینک رخشانی وقوم رخشانی تهران
تبلیغات راست
درباره ما
به قویینک رخشانی خوش آمدید
خبر خوان
خبرنامه
عضویت سریع
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
کد امنیتی : *
آمار کابران
· آنلاین : 1
· بازدید امروز : 1
· بازدید دیروز : 3
· بازدید هفته گذشته : 5
· بازدید ماه گذشته : 69
· بازدید سال گذشته : 69
· کل بازدید : 1667
· کل مطالب : 6
· نظرات : 0
· رنک گوگل :
ابر برچسب ها
جستجو در صفحات سایت:


  

وجه تسمیه ایل رخشانی

 

رخشاني:(رخشان)

 

جد بزرگ رخشاني ها رخشان نام دارد كه طايفه نام خود را منتسب به وي مي داند. آرامگاه رخشان درکوهستانهای  بلوچستان پاکستان برروی ارتفاعات شمالی  دره رخشان قراردارد که  زیارتگاه مردم این  دیار است .

 

رخشان صاحب چهارفرزند به نامهاي بادين ، ماندا ، جمال دين   و زربخت بوده كه اين اسماءحالت تغيير يافته اسامي میربهاءالدين ،میر جمال الدين ،میر امام دادو زربخت مي باشند كه مدلل بر ديرينگي ووقدمت زمان حيات آنهاست.

هريك از اين فرزندان شاخه اي از تيره هاي ایل رخشاني را پديد آورده اند كه به نام خود آنها ناميده مي شود.

قسمت اعظم اين تيره ها دربلوچستان شرقی(پاکستان) نوشكي ، دالبندين،خاران(آران)،چاگی ، ماشکید ودره رخشان پاكستان سكونت دارند و تعدادي نيز در ولایات  نيمروز و هلمند  افغانستان  وبرخی درروسيه و  ترکمنستان وتعدادی نیز در کشورهای حوزه خلیج فارس وگروه اندكي در اروپا وآمريكا ساكن اند .

نكته حائز اهميت در مورد  رخشاني اين مطلب است كه در بلوچستان پاكستان فقط دو زبان شاخص وبارز وجوددارد که همگان بدان تکلم می کنند.

يكي زبان بلوچي باگویش رخشاني و ديگري ،زبان براهويي  است ،که این زبان ،متعلق به قوم براهویی است که یکی دیگر از نژادهای اصیل ایرانی است که دارای فرهنگ وزبان خاص خود می باشدو در شاهنامه از این قوم به نام کوچ(قفص)یاد شده است  و اكثر طوايف بلوچ ضمن آنكه به گويش بلوچي رخشاني تكلم مي كنند خود را وابسته  ومتعلق به اين ایل مي دانند.

در كتاب احيائ الملوك (ملک شاه حسین سیستانی ) نوع خاصي ازاسب  به نام  - اسب رخشاني  - نام برده مي شود كه توسط طايفه رخشاني ودرمنطقه  دره رخشان پرورش مي يافته است واين نوع اسب  از نژادهای گرانقيمت وكمياب بوده  که در آب وهوای مناطقگرم وخشک  تحمل واستقامت بسیار بالایی داردودر داشتن رنگ زیبا وسرعت خارق العاده ،منحصر به فرد است.

 زبان بلوچی از زبان‌های ایرانی شمال باختری است و با زبان‌های تاتی، کردی و تالشینزدیکی زیادی دارد  برای همین به نظر می‌رسد گویشوران این زبان در گذشته دور از نواحی شمالی ایران امروزی به کرمان وسپس به كيج ومكران قديم كه بعدها به بلوچستان  معروف گرديد کوچیده باشند.

در شاهنامه نیز از شجاعت ، دلیری ، بی باکی ، شرافت ومیهن پرستی  وتمدن متعالی آنان یاد شده است.

گویش‌ها

بلوچی را به دو گروه اصلی تقسیم می‌توان کرد:

 شرقی، یا شمال شرقی،

و غربی، یا جنوب غربی،

 عمده بلوچها درسه کشور پاکستان، ایران و افغانستان در سرزمینی نسبتاً وسیع و گرم وخشک زندگی می‌کنند تعدادی ازآنان در ترکمنستان بسر می‌برند مجموع قبایل بلوچ جمعیتی بالغ بر ده میلیون نفرتخمین زده می‌شوند. که بیشتر آنها در دو کشور پاکستان و ایران ساکن اند. اما این رقمها اعتبار قطعی ندارند. بلوچها دراکثرکشورهای جهان سکونت دارند که به دلایل مختلفی از سرزمین خود خارج شده‌اند. که بخشی ازآنها درکشورهای حوزه خلیج پارس و برخی درکشورهای آفریقایی زندگی می‌کنند. بلوچهای افغانستان اغلب در دو ولایت هلمند و نیمروز بسر می‌برند.

گويش بلوچي غربی (رخشانی)

  • رخشانی سرحدی
  • رخشانی افغانستان
  • رخشانی ترکمنستان
  • رخشانی پنجگوری
  • رخشانی کلاتی
  • رخشانی سراوانی

گويش بلوچي جنوبی (مکرانی)

  • لاشاری
  • کچی
  • کراچی

گویش‌های  بلوچي جنوبی یا( سلیمانی وكيچي)

  • بوگتی (بامبور)
  • مری رند (سیبی) که چاکربر‌های سیب را شامل می‌شود
  • دوکمی- مزاری
  • مندوانی & گویش جاتووی سند غربی)

 

جماعتي از قبايل بلوچ كه تحت عنوان كلي (رند)ياد مي شوند طايفه رخشاني و ريگي اند كه در زمره ترك كنندگان زمين وداراي اهميت سياسي ويژه شناخته مي شوند. یک روایت بلوچی میگوید:( رخشانی وریگی چوک میر حقیقت حان انت)

تيره هاي مختلف اين طايفه در كشورهاي پاكستان(نوشكي ودالبندين وكوئته وماشكيد وكراچي و دره رخشان وريگستان)

افغانستان(هلمند ونيمروز وريگستان )

ايران(سيستان، لوتك رخشاني وميانكنگي وشهرزابل ، بلوچستان، زاهدان، ميرجاوه ، خاش و...  )

وتركمنستان، سرخس ، خراسان ، بيرجند ، تربت، قاين ، مشهد ، سرخس

كرمان ، فهرج ، رودبارجنوب ، قلعه گنج ، منوجان ، کهنوج ،فاریاب وهرمزگان و...  زندگي مي كنند.

تيره هاي اصلي اين طايفه عبارتند از :

1ـ رخشاني باديني (تيره سرداري)

2ـ رخشاني جمال ديني

3ـرخشاني ماندايي

4ـ رخشاني زربختي

 

 

شاخه هاي  منشعب از چهار تيره بزرگ عبارتند از:

 

ریگی (دارای 36 تیره )سارانی(دارای 5 تیره )؛گرگیج(؛دارای 10 تیره)

 جیند زهی؛ فقیرزهی ؛جنگی زهی ؛قنبرزهی (کمرزهی،خمر)===توسط اين تيره اشرف افغان هنگام فرار به سوي قندهار كشته شد وسرش را به عنوان هديه براي نادر شاه افشار فرستادند.===؛ سیاه پاد؛ ازبک زایی؛ بهلولی؛ ماهککی ، لالويي

سور؛ کبدانی ؛رحمان زهی ؛بیلر؛ مالکی؛ سیاه چم؛ شهمراد زهی ؛کمالان زهی ؛مسری زهی؛ هولازهی ؛اينگل زهی؛ آزات زهی؛ دشتکانی؛ بلغانی؛ مندوزایی؛ غدایزدایی ؛رحیمان زایی ؛بولا زهی ؛ هوت رخشاني.؛سیاه سر ،  رند ، کلبعلی ، علی زایی و...

رخشانی های افغانستان زربختی اند وبرخی از آنان که در منطقه نیمروزبه سر می برند به همراه گروهی از پشتون های افغان چون در میان طوایف براهویی زندگی می کنند با زبان براهویی تکلم.بلوچ های رخشانی و پشتون های نورزی نیزگویش لهجه براهویی را دارند.ولی سایر رخشانی  افغانستان به زبان بلوچی رخشانی تکلم می نمایند.

رخشاني هاي سيستان ومیرجاوه ، زاهدان ، بيرجند ، مشهد، تهران ونوشكي ودالبندين ، از تيره های باديني وجمال دینی اند واز دو گروه فارسي زبان و بلوچ زبان ،تشكيل شده اند كه شجره نامه  رخشاني هاي باديني   به شرح ذيل مي باشد.

 زوطهماسب(پادشاه ایران در زمان افراسیاب)            میر زمیر  ــــــــ  میر قاسم  ـــــــ  میر نصر الدین(میر حقیقت خان)  ــــــــ  میر نور شاه (رخشان) ــــــــ میر بادین  ــــــــــ  میر سیداد  ــــــــ  میر کرم شاه  ـــــــــــ  میر شهبیک  ــــــــــ  میر هارون  ــــــــــ  میر حیدر  ــــــــــــ  میر حسن  ـــــــ میر مانده ـــــــ میرحمزه(حمزه سیدالشهدا ـ حمزه آزرک شاری - رهبر جنبش سیستان علیه اعراب حاکم بر سیستان بزرگ -در آن دوره تا منطقه سند پاكستان جزئ سيستان بوده است = حَمزه پسر آذَرَک شاری معروف به حمزه بن عبدالله خارجی یکی از ایرانیانی است که بر علیه حکومت خلفای عباسی قیام کرد.

قیام او در اواخر سدهدوم هجری درسیستان آغاز شد. او نسب خود را به زو طهماسب می‌رسانید وحکیم طوس در شاهنامه از زو طهماسب اینگونه یاد می کند:

در ادامه  نبرد نوذر پادشاه ایرانی کشته شد اما با درایت و دلاوری زال ایرانیان در مقابل سپاه افراسیاب ایستادند و زوطهماسب را به پادشاهی برگزیدند افراسیاب که از فتح ناامید گشته بود مجبور به پذیرش قرارداد صلح و عقب نشینی شد و استقلال ایران به همت دلیران سیستان حفظ گردید.

با مرگ زوطهماسب و در هنگامه پادشاهی گرشاسب بار دیگر افراسیاب تورانی سعی کرد از بحران انتقال حکومت استفاده نماید لذا با لشکری گران به ایران تاخت.و . . ).

حمزه آذرك به خاطر این که یکی از عمال دولت عباسي  نسبت به او بي احترامي كرد ،به ستیزه برخاست وقيام كرد.

حمزه سپاهی بزرگ گرد آورد و توانست که نمایندگان هارون الرشیدخلیفهوقت عباسی راشکست دهدوسیستان راازدست آنان خارج کند. او مردم سیستان را از دادن خراج به خلیفه بازداشت و خود نیز چیزی از آنان نگرفت. وی سپس خراسان و کرمان را نیز به سیستان افزود. علی بن عیسی که از طرف خلیفه فرمانروای خراسان بود از هارون کمک خواست. خلیفه به تن خویش به خراسان رفت و امان‌نامه‌ای نیز برای حمزه نوشت ولی حمزه ، حاضر به صلح نشد و با سپاهی سی هزار نفری به مقابله با خلیفه شتافت. هنگامی که او به نیشابوررسید شنید که هارون درگذشته‌است و به گماردن پنج هزار سپاهی در سرزمین‌های که تسخیر کرده بود بسنده کرده و خود به هندو سندلشکر کشید. حمزه در زمان فرمانروایی مامون به سال ۲۱۳ هجری درگذشت)   ــــــــــــــ

میرشاهو ـــــــــ مير شیهک (ازحاکمان بلوچستان قبل از صفویه )ــــــــ»مير چاكر(ازحاکمان بلوچستان در عهد صفویه )ـــــــــ مير حمراء ــــــــ مير حسن ـــــــــ مير بدرالدين ـــــــــ مير نصرالدين ــــــــ مير عجب خان ـــــــــ مير اوديل خان ــــــــ شادي خان ــــــــ مير جان بيك خان ـــــــــــ مير رستم خان ــــــــــ مير كوچك خان ـــــــــــ مير لشكر خان

طبق اسناد موجود مير لشكر خان در اطراف تاسوكي ،ريگ چاه وگود زره ،که در آن زمان دشتی آباد وپر رونق بوده است, به شغل دامداري اشتغال داشته وداراي رمه هاي بزرگ شتر وبز وگوسفندبوده و هم پيمان با قوم  براهويي، تأمين امنيت مرزهاي شرقي كشور ر ا بر عهده داشته است .وزماني كه دولت مركزي ضعيف بود به صورت خود مختار در این منطقه ، حكومت مي نموده است وهم اكنون دوتپه در منطقه تاسوكي به نام تپه لشكران 1و2 به ثبت ميراث فرهنگي رسيده است.

پس از اينكه به دليل بي ليا قتي شاهان ايران بلوچستان به دوقسمت تقسيم شد وقسمت شرقي به بلوچستان انگليس معروف گرديد، ايل رخشاني براي اينكه مليت ايراني خويش را از دست ندهند وتحت تسلط انگليسي ها در نيايند پس از جنگ وگریز های متعدد، به سوي مرزهاي داخلي ايران كوچيدند وقسمت اعظم آنها در سيستان كه منطقه اي سرسبز وخرم بود متمركز گرديدند.

ولي به دلايلي مجبور شدند به گروههاي كوچكتري تقسيم شوند وبه روسيه وافغانستان  وشهرهاي داخلي ايران وگروهي نیز  به پاكستان و کشورهای خلیج فارس نقل مکان نمایند .

رخشاني هاي لوتك وسکوهه، از زمان کدخداپسند خان رخشانی که از طرف خاندان علم قاینی  به سمت  کدخدایی سکوهه را منصوب شده است در اطراف سكوهه، سبز كيم ولوتك اقامت داشته اند.  ازگویش بلوچي به فارسي وگويش سيستاني  تغيير زبان داده اند و از زمان لشكرخان  در لوتك رحل اقامت گزيده اندو همچنان مثل سابق  با ساير تيره هاي رخشاني مواصلت و ارتباط نزديك دارند و به آداب و رسوم قومي و قبيله خويش به شدت  پايبند مي باشند.

( كنل چارلز ادوارد ييت ، از سكوهه ديدن كرده واينگونه مي نويسد: پس از عبور از قلعه سام - پسند خان رخشاني- كد خداي سكوهه كه بلوچ اهل كراچي است و دو پسرش به پيشباز ما آمده و خوش آمد گويي كردند ...كدخدا مي گفت كه دهكده 300خانوار زندگي مي كردند ولي آنچه را كه من ديدم كمتر از اين مقدار به نظر مي رسيد.

بيشتر ساكنان دهكده سيستاني بودند ،فقط تعداد ي بلوچ كه آن هم بستگي خويشاوندي با كدخدا داشتند در بين آنها به سرمي بردند اما در بيرون از دهكده وضع چنين نبود و چند خانوار بلوچ به طور پراكنده زندگي مي كردند.

...كدخدا پسند خان با ما همكاري مؤثري نداشت ونسبت به انگلیسی ها نفرتی عمیق ودیرینه داشت  واگر همت سلطان ابوتراب نماينده حشمت المك قاینی نبود،نمي توانستيم آذوقه و اجناس مورد نياز خود را فراهم كنيم.

 

...سيستاني هادرباره وي-كدخدا پسند خان رخشاني - مي گفتندكه او سيستاني نيست و اصليت او بلوچ است.

پسند خان  رخشاني از موقعيت والايي بر خوردار بود. او كه اصليتي چادرنشين و بيابانگرد داشت،رياست ايل رخشانی وتیره های گرگیج وسارانی وسایر تیره های قوم خویش  را كه شمار آنها به هزار خانوار مي رسيد عهده دار بود. افراداين ايل در منطقه گدار شاه وبند سيستان كه قسمتي جزو قلمرو ايران وقسمتي جزو خاك افغانستان محسوب مي شد زندگي مي كردند.

 

...قلعه سكوهه دو تپه رااز كل سه تپه در بر مي گيرد هر چند ديوارهاي خارجي آن مرمت شده و تقريباٌسالم است ليكن اتاقهاو قسمت داخلي آن به كلي ويران شده و به اصطبل بد منظره اي تبديل گرديده است.

اين قلعه به صورت پادگاني در اختيار يك سلطان يا سوبادار و چند سرباز ازهنگ قاينات قرار داده شده است و كدخدا ي رخشاني بر فراز تپه سوم زندگي مي كند)

رخشانی های منطقه میانکنگی  از زمان سردارمحمدرضاخان در منطقه کنگ افغانستان ومیانکنگی سیستان سکنی گزیده اند وبه زبان بلوچی تکلم میکنند که طایفه سارانی وگرگیج نیز به ترتیب ، تیره های منشعب از رخشانی بادینی ورخشانی جمال دینی می باشند.

رخشاني هاي كرمان از دوره صفويه ودر دوره سردار شهداد خان رخشاني (1139هجري قمري)در كرمان مي زيسته اند وپس از استقلال پاكستان گروهي ديگر به آنها پيوسته اند در كتاب مجمع التواريخ به اين موضوع اشاره گرديده است :

سيد احمد شاه پسر كوچك شاه سلطان حسين صفوي پس از قتل پدرش توسط محمود افغان در كرمان سربه شورش برداشته بود وحكومتي مستقل برپا داشته ، به جنگ با افغانها پرداخت كه در اين كار گروهي از طوايف مختلف رخشاني به سركرده گي سردار شهداد خان رخشاني به ياري وي پرداختند وآخر الامر تيره كمبرزهي رخشاني موفق گرديدند اشرف افغان را سربريده وبه در گاه نادر شاه افشار پيشكش نمايند.

 

 رخشانی های سرخس ومشهد از اعقاب سردار عیسی خان رخشانی اند.

چون  دولت روسیه نسبت به مسلمانان ظلم وستم فراوانی روا می داشته ؛ لذاسردار عیسی خان رخشانی ، پس از درگیری وجنگ پارتی زانی با دولت جبار  روسیه  با تمامی اعضای طایفه اش وارد خاک ایران گردیدند.و از انجا به  خراسان شمالی (مشهد وسرخس )کوچ می نمایند ونیمی از اعضای این گروه به افغانستان مهاجرت می کنند.ولی پس از صلح با دولت مذکور دوباره به روسیه باز می گردند وتنها 100 خانوار آنها در خراسان متفرق می شوند وترجیح می دهند هویت ایرانی خویش را حفظ نمایند.

 

« شرف» یا «مئیار» رخشانی عبارت است از :

۱ـ پذیرائی و مواظبت از مهمان.

۲ـ امانت داری و درستکاری.

۳ـ در پناه گرفتن هر کسی که تقاضا نماید و محافظت و نگهداری از او تا پاي جان .

۴ـ گرفتن بئریا انتقام یعنی خونی در بدل خونی که ریخته شود مگر آنکه خون آشتی را استوار گرداند.

۵ـ پرهیز ازکشتن زن و پسر نابالغ، کولی و کسی که غیر دین باشد ولی با آرامش در همسایگی شان به کار و زنده گی بپردازد.

۶ـ پرهیز از کشتن دشمنی که به زیارت گاهی پناه گزین شده باشد.

۷ـ آمرزیدن دشمن اگر زنی از طایفه او برای آمرزش خواهی آید.

۸ـ آتش بس و آشتی اگر کسی قران بر سرنها ده و میانجی گردد.

۹ـ کشتن زنا کار چون او را زنهار نشاید».

 

منابع :

کتاب زادسروان سيستان (غلامعلي رييس الذاكرين)

کتاب عشاير وطوايف سيستان وبلوچستان(ايرج افشار سيستاني)

کتاب جغرافياي نيمروز(ذوالفقار كرماني)

کتاب سيستان(جي پي تيت)غلامعلي رييس الذاكرين

کتاب تاریخ بلوچستان پاکستان(بلوچ قوم كي تاريخ)

کتاب سفرنامه خراسان وسیستان (ادوارد تیت انگلیسی )

زاروبین، ژوزف الفبنین (تحقیقاتی پیرامون زبان بلوچی وگویش رخشانی)

کتاب حمزه آذرك : (دكتر محمد تقي رخشاني)

کتاب احيائ الملوك (ملك شاه حسين سيستاني )

کتاب مجمع التواريخ _(میرزا محمد خلیل مرعشي صفوی)

نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان-خاوران -کامل انصاری  :نویسنده افغانی

کتاب شاهنامه :حکیم ابوالقاسم فردوسی

  

برچسب ها : ,
موضوع :
توسط جمعه 7 آذر 1393 در پرهام رخشانی قویینکی
نظرات
بازديد:474 بار

شاعرانی که تابلو شدند
گزارش نوشتاری و تصویری من از روستای قویینک رخشانی در هفته‌نامه‌ی چلچراغ

همیشه رد شدن از کوی یار و کوی دوست برای خودش مصائبی داشته است. اما عاشق بیچاره اگر چه دستش به یار نرسیده، همین رد شدن از کوی یار هم برایش غنیمتی بوده است.

از این کوچه پس کوچه‌ها هم در تاریخ و ادبیات ما زیاد بوده. از کوی «نیکنامی» که حافظ را هم از آن گذر ندادند تا کوی «لیلی» و کوی «تو هر کس!»
کارشناسان ادبی هنوز ملتفت نشده‌اند که «تو هر کس» چه جور اسمی است. اما اگر اسم کوچه‌ی خاصی نبود، آقای حافظ نمی‌سرود «از سر کوی “تو هر کس” به ملالت برود / نرود کارش و آخر به خجالت برود»
بعدها که کار بالا گرفت و خیابان و بلوار و بزرگراه و اتوبان هم احداث شد، رهگذران کوی‌ها حتی حاضر بودند از وسط خیابان و بزرگراه و اتوبان یار هم گذر کنند و صاف هم بشوند اما بالاخره از گذری منتسب به یار رد بشوند. حالشان خوش می‌شد با این گذر.

 

اگر نمی‌شود در حافظیه بود، در خیابان حافظ بودن هم غنیمت است. مخصوصا اهل فرهنگ، هنر و ادبیات که آدمهایی قانع هستند. گاهی با حلوا حلوا گفتن هم دهانشان شیرین می‌شود! تخیل چه کارها که نمی‌کند. حتی قدم زدن در خیابان حافظ هم حال‌شان را خوش می‌کند.
یا وقتی می‌بینند سر سعدی برای مردم اهمیت دارد خوشحال می‌شوند. قدیم‌ترها مردم به سر همدیگر قسم می‌خوردند. حالا قسم نمی‌خورند، اما بالاخره سر است دیگر. آن بالا بالاها جا دارد. در همین تهران خودمان هر روز کلی آدم از «سرِ سعدی» حرف می‌زنند. سری که پر از کلمه و تخیل بوده است.

وقتی می‌بینند آقای «خیام» برای خودش یک خیابان دارد، خوشحال می‌شوند. هر چند خیابانش در جنوب شهر است.
وقتی می‌بینند فردوسی، که سلطان محمود پولش را بالا کشید، حالا یک میدان دارد و یک ایستگاه مترو هم دارد، خوشحال می‌شوند و هی دوست دارند در مترو بروند ایستگاه خیام، ایستگاه فردوسی، مولوی، ایستگاه دروازه دولت (دروازه دولت نام شاعر نیست. نوع تدبیر و امید یا اصلاحاتش بهتر است!)
حتی له و لورده شدن لا به لای مسافرهای مترو مولوی دلچسب است.

اما شاید گاهی دلتان بخواهد در خلوت خیابان و کوی شاعران و کوی دوست و کوی نیکنامی قدم بزنید. در تهران که می‌شود گفت امکان‌پذیر نیست. حتی نیمه‌ی شب هم مردم خواب ندارند.
کاش شهر کمی کوچک می‌شد. خیابان‌های دیگر Cut  میخوردند و paste می‌شدند جای دیگر، این خیابان‌های شاعرانه و ادبی کمی با هم خلوت می‌کردند. البته نه اینکه خیابان‌های دیگر بی‌ادبی باشند. (فردا خیابان‌ها اعتراض نکنند که به ما توهین شده است!)
آنوقت شهر می‌شد شهر شاعرانه‌ی ادبی. پر از بزرگراه، اتوبان و کوچه پس کوچه‌های شعر و ادب. از همان شهرها که «مهدی اخوان ثالث» رادیویی‌اش را سال‌ها روی آنتن برد. «گشت و گذار در شهرهای شعر و ادب» یعنی می‌شود؟
گزینه‌های روی میز را بررسی کنیم.

شاید الان فتوشاپ‌کارها توی ذهن‌شان دارند تهران را با eraser tool یا همان پاک‌کن، تر و تمیز می‌کنند. خیابان‌های دیگر را پاک می‌کنند. البته دیده‌اید که همه چه کلک‌شناس شده‌اند. تا یک تصویر فتوشاپی ببینند فریاد می‌زنند «یافتم! یافتم!»
اسم این شهر می‌شود «شهر ادبیِ – فتوشاپی» فتوشاپ هم که یعنی کلک، دیگر چه ادبی؟!

گزینه‌ی دوم برای جمع داشتن شاعران در یک محدوده‌ی جغرافیایی، «سفر» است. اینکه بروید یک جایی که همه جمع باشند. گزینه‌ی روی میز چیست؟ شمال؟ منظورتان «یوش» است؟
خداوند «شمال» را از ما نگیرد. هر چه بخواهیم و هر کار داشته باشیم همه می‌گویند شمال. اصلا ماشین‌های مردم تهران و حومه جَلد شمال شده است. ماشین‌تان را روشن کنید و بخوابید. ماشین خودش سر از شمال در می‌آورد.
در «یوش» زادگاه «نیما یوشیج» شورای محل کوچه‌ها را به نام شاعران نامگذاری کرده.

اما تنها راه ممکن «شمال‌درمانی» نیست. اهالی تهران و دور و برش یک نسخه‌ی سریع‌تر و در دسترس‌تر هم دارند. جایی نزدیک تهران.
اتفاقا این یکی هیچ ربطی به شمال ندارد. حتی به شمال تهران هم ربط ندارد. بلکه به جنوب تهران ربط دارد. به جنوب شرقی. (حتی اسنادش هم موجود است به گواهی گوگل) روستایی از توابع «شهرستان پیشوا» روستای قویینک رخشانی.
رخشانی فامیلی روستاست. در منطقه این روستا را با نام کوچکش صدا می‌کنند. می‌گویند «قویینک»

روستا با مدرسه شروع می‌شود. اما اولین کوچه‌ها، کوچه‌ی علامه دهخدا و کوچه محمد معین هستند.

بعد هم نوبت مولف دکتر محمد معین است.

روستا آرام و بی‌صداست. مگر اینکه بچه‌های روستا با هم بازی کنند. مثل باد می‌مانند. قدیمی‌ها می‌گفتند مثل «اجل» یا مثل «آتیش» گروهی از آنها را نزدیکی مدرسه دیدم که دنبال هم می‌دویدند. توی دست‌هایشان تلفن همراه و تبلت نبود. هنوز می‌دویدند و جیغ می‌زدند و بلند بلند می‌خندیدند.
یکی از اهالی روستا گفت: نگران نباش. گروهی هم توی خانه‌هایشان پای رایانه و لپ‌تاپ نشسته‌اند.
بچه‌ها لحظه‌ای ایستادند و زل زدند به من. از ماشین که پیاده شدم ازشان عکس بگیرم، دیگر اثری از آنها نبود. حتی گردشان هم نشسته بود.

وارد روستا که می‌شوی چند راه اصلی دارد و به سرعت راه‌ها به کوچه و به خانه‌ها ختم می‌شود. خیابان‌های اصلی را داده‌اند به «رودکی، فردوسی، مولوی، سعدی، حافظ»

راحت می‌شود بدون ترافیک و سر و صدا توی حافظ قدم زد. از راه حافظ به راه سعدی رفت. نخواستی بروی به راه فردوسی یا به راه مولوی و رودکی. می‌شود آسان به همه‌ی شاعران سر زد و راه‌شان را طی کرد.
راحت می‌روی سر سعدی. البته اینجا به سر سعدی نمی‌گویند «مخبر الدوله»  اینجا سر سعدی، سر سعدی است.

همنشنی حافظ و سعدی

حافظ و سعدی را کنار هم گذاشته‌اند. در تقاطع سعدی و حافظ انگار سیستم آدم هنگ می‌کند. یکی از اینها، توی یک روستای سرسبز قدیمی، آدم را خوش حال می‌کند. هر دو باشند، آنهم در یک نقطه، حسابی خوش به حال آدم است.

حافظ جای دیگر به راه فردوسی هم می خورد. تقاطع حافظ و فردوسی می‌شود تقاطع عراقی – خراسانی. در این نقطه مواظب خودتان باشید که سبک به سبک نشوید.

دو شاعر بزرگ ایرانی، فردوسی و حافظ اینجا به هم می‌رسند.

جای دیگر رودکی و مولوی به هم رسیده‌اند. یکی پدر شعر پارسی است و با دیگر شعر عرفانی ایران به اوج رسید.

اینجا هم رودکی و مولوی به هم رسیده‌اند.

از خیابان‌ها به کوچه‌ها که می‌رسی هنوز شاعران کلاسیک ایرانی هستند. اما کم کم رد پای شاعران معاصر هم باز می‌شود. در روستای «قویینک رخشانی» شاعران همه جمعند. اختلاف کلاسیک و شعر نو اینجا انگار به پایان رسیده. کوچه‌ی نیما یوشیج کنار کوچه‌ی شمس تبریزی است.

اهالی کوچه‌ی نیما یوشیج می‌گویند اسم کوچه سخت است. ما نمی‌توانیم درست تلفظ کنیم و بگوییم «یوشی»؟ «یوشیج»؟. می‌گویم حالا چرا حتما می خواهید شاعر را به فامیلی‌اش صدا کنید؟ کوچه‌تان را به نام کوچک صدا کنید.
می‌گویند: کوچه‌ی آق نیما!

صائب تبریزی هم کوچه دارد. وحشی بافقی هم دارد. نزدیک‌تر که بروی می‌رسی به شهریار. غزل‌سرای نامدار زمانه‌ی ما.

کم کم سر و کله‌ی شاعران نو سرا هم پیدا می‌شود. فریدون مشیری که «علی تاجیک» یکی از اهالی روستا «بشیری» صدایش می‌کند. «احمد شاملو» هم کوچه دارد، اما تابلو نیست. شاید کسی روی تابلوی احمد شاملو ضربه می‌زده و فاتحه‌ای می‌خوانده!

در میان این همه شاعر کلاسیک و معاصر مرد، یک شاعر زن هم کوچه دارد. یا کوچه‌ای هم شاعر زن دارد. کوچه‌ی بلند و باصفایی هم دارد «فروغ فرخزاد».

همه دوست دارند با کوچه‌ی فروغ عکس بگیرند. حتی دهدار پیشین روستا که هر چه هست زیر سر اوست. وقتی می‌گویم با کدام شاعر می‌خواهی عکس بگیری، می‌گوید با کوچه‌ی فروغ.
بعد فهمیدم که این کوچه، کوچه‌ی خودشان است. کوچه‌ی خانه‌ی پدری است. تا باشد از این پارتی‌بازی‌های شاعرانه. سرنوشت کوچه‌ی بابا طاهر هم چنین سرنوشتی داشته. طاهر نامی در کوچه خانه دارد و درخواست کرده که «بابا طاهر» نام کوچه‌ی آنها باشد!

سعید الیکاهی، دهدار سابق قویینک می‌گوید: «تحصیلاتم ادبیات نیست. اما به شعر و ادبیات علاقمندم. من وقتی دهدار شدم کوچه‌ها و خیابان‌های روستا اسم نداشت.»
نشانی دادن در این حالت بی‌اسمی مثل افتادن است در خلاء. نشانی دادن‌ها جالب می‌شود. مثلا می‌گویند «این را مستقیم میروی، می‌پیچی آنوری، راست؟ راست نه! نمی‌دانم. آنوری. رسیدی به درخت سرو، میروی بالا. سرو را نه. کوچه چنار را میروی بالا. آنجا کنار خانه‌ی مشد اسماعیل، خانه‌ی سعیدِ مسلمه!»
حالا خود مشد اسماعیل کیست؟ خانه‌‌‌اش کدام است؟  حتما آدم مهی است که شده نشان یک کوچه.

تصمیم می‌گیرند کوچه‌ها را نامگذاری کنند. «سعید الیکاهی» آن موقع ۲۹ سال داشت. یعنی چهار سال پیش. مردم روستا قبولش دارند و به او می‌گویند «مهندس»
اما مقابل پیشنهادش مقاومت‌هایی هم بوده. طرفدار هم داشته. سعید و طرفدارانش آخر پیروز قاطع می‌شوند و کوچه را به نام شاعران می‌زنند.

بعضی از این شاعرها را مردم روستا نمی‌شناسند. مگر حافظ، سعدی، مولوی و خلاصه قدیمی‌ترها را. به جدیدترها که می‌رسد، فریدون مشیری می‌شود فریدون بشیری.
بچه‌های پر جنب و جوش روستا البته مسائل روز را بهتر می‌شناسند. مثلا مسنچتر یونایتد را خوب می‌شناسند. شاید بدشان هم نمی‌آمد اسم یک کوچه، اسم همین تیم باشد. اتفاقا روی دیوار هم نوشته‌اند. روی دیوار فیسبوک نه. روی دیوار واقعی با افشانه (اسپری) نوشته‌اند.

بارسلونا را هم نوشته‌اند. سراغ مسی هم رفته‌اند.شمس تبریزی‌اش پاک شده. اما «مسی» را که بچه ها نوشته‌اند سالم مانده. فکر هم نمی‌کنم پاک بشود. قابل توجه تابلوسازها.
سعید، دهدار پیشین از بی‌توجهی به تابلوها ناراضی است. می‌گوید باید این تابلوها را تعویض کنند.
اصلا به نظرم همین عکس همنشینی شمس تبریزی و مسی و بارسلونا را بفرستیم برای مسی و بگوییم در این روستای ادبی، شما هم هستی و ما اینیم و از دلش در بیاوریم.

وقتی از بچه های روستا می‌خواهیم با هم عکس بگیریم، همه فرار می‌کنند. چرا؟ نمی‌دانم. یا ما یک جوری هستیم یا آنها در کل گریز پا هستند. خدا کند دومی باشد!
در روستای «قویینک رخشانی» به جز کوچه‌ها و خیابان‌های شاعرانه، کوچه و خیابان دیگری نمی‌بینید. حتی نام نویسنده‌ای هم نیست. مگر «ناصر خسرو» که به اعتبار شاعری‌اش اینجاست. نه سفرنامه‌نویسی‌اش.

می‌شود روستاها را به رقابت انداخت. به رقابت فرهنگی که آنها هم در اقدامی تلافی‌جویانه بروند نام نویسندگان را بگذارند روی کوچه‌ پس کوچه‌هایشان. کوچه‌ی بونصر مشکان، قائم مقام فراهانی، نظامی عروضی، کوچه‌ی «محمود دولت‌آبادی»، کوچه‌ی «میرزاده‌ی عشقی» (به اعتبار روزنامه‌نگاری‌اش) و کلی کوچه و خیابان دیگر.
خوشبختانه چیزی که کم نداریم شاعر و نویسنده و کتاب و اثر فرهنگی است. همین که می‌گوییم ما چنانیم و چنین‌ایم و مهد فرهنگ و تمدن هستیم باید به یک کارمان بیاید. قدم اول همین نامگذاری کوچه‌ها و خیابان‌هاست.

دهدار پیشین روستا از کمبود کوچه برای اهدا کردن به دیگر شاعران و نویسنده‌ها گفت. می‌گوید «اسم زیاد است، کوچه و خیابان کم است»
راست می‌گوید. مثلا این روستا یک «خیام نیشابوری» کم دارد که برایشان رباعی بخواند. «هوشنگ ابتهاج» کم دارد. قیصرامین‌پور کم دارد. شمس لنگرودی و خیلی‌های دیگر را کم دارد.

این جوشش یک روستاست. باید دست‌شان را گرفت. می‌شود «قویینک» یکی از روستاهای «هدف گردشگری» باشد. می‌شود در «گردشگری ادبی» تورهای ادبی را به این روستا برد. می‌شود برنامه‌های ادبی را به جای اجاره کردن سالن در این روستا برگزار کرد که شاعران هم دو مثقال هوای سالم به ریه‌هایشان برود. شعرشان را دود برداشت.

اگر این کارها بشود روستایی‌ها تشویق می‌شوند. بقیه روستاها هم تشویق می‌شوند که کاری کنند و مثل گذشته روستا مظهر جوشش و آفرینش باشد.
فقط به این شرط که وقتی روستا رونق گرفت و رفت و آمدش زیاد شد، ناگهان باغ‌ها دود نشوند بروند هوا، و به جایش برج‌ها برویند.
نگاه ویژه به روستا به خاطر همان باغ‌ها و دیوارهای کاهگلی‌اش است. نه برج‌ها و دیوارهای گرانیت شده.
در روستا فقط گندم، جو و صیفی جات نمی‌روید. شاعر هم می‌روید!

مردم قویینک هم فکر می‌کنند باید شبیه شهر بشوند. دیوارهای آجری و سیمانی و سنگی زیاد شده است. اما هنوز دیوارهای کاهلگی هم کم نیستند. جای کسی که بوی «بوی خاک باران خورده» را دوست دارد، اینجاست.
خاطره‌های آدم‌ها توی همین کوچه‌ها و خیابان‌ها شکل می‌گیرد. چندی بعد این آدم‌ها کلی از حافظ و سعدی و فروغ و فریدون مشیری خاطره دارند! از خودشان یا کوچه‌شان؟ چه فرق می‌کند؟

عکس یادگاری با حافظ و سعدی

برچسب ها : ,
موضوع :
توسط جمعه 7 آذر 1393 در پرهام رخشانی قویینکی
نظرات
بازديد:878 بار

قوئینک رخشانی

برچسب ها : ,
موضوع :
توسط جمعه 7 آذر 1393 در پرهام رخشانی قویینکی
نظرات
بازديد:470 بار

قوئینک رخشانی، روستایی از توابع بخش پیشوا شهرستان ورامین در استان تهران ایران است.

 

این روستا در دهستان بهنام سوخته جنوبی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۷۴ نفر (۹۷خانوار) بوده‌است.

برچسب ها : ,
موضوع :
توسط جمعه 7 آذر 1393 در پرهام رخشانی قویینکی
نظرات
بازديد:471 بار

استمرار اردوهای جهادی فجر رمضان جمعیت هلال احمر شهرستان پیشوا این بار در روستای قوئینک رخشانی    

 جمعیت هلال احمر شهرستان پیشوا بار دیگر یک دوره اردو جهادی دیگر و  این بار در روستای قوئینک رخشانی را حضور اعضای خود اجرا کرد.

حمیدرضا تاجیک سرپرست جمعیت هلال احمر شهرستان پیشوا گفت: این جمعیت بار دیگر یک دوره اردو جهادی دیگر و  این بار در روستای قوئینک رخشانی را حضور اعضای خود و با هدف کمک به محرومان  با استفاده  از توان نیکوکاران که جزء وظایف انسانی و دینی همه ماست و با تأسی بر کلام گهربار امام علی(ع) که می‏فرماید: «هم‏نشین نیازمندان باش تا شکرت افزون گردد» اجرا نمودیم.

وی در ادامه افزود: ما در این اردوی سعی در ایجاد فضایی مناسب برای کمک به همنوعان خود داشته و با برپایی ۴ چادر سلامت در دو روز متوالی، متناسب با گستردگی و نیاز اهالی روستا اقدام به  انجام تست سلامت با محوریت کنترل فشار و قندخون، ویزیت رایگان و مشاوره پزشکی زنان، ارائه و توزیع بروشور و بسته های فرهنگی، بهداشتی و سلامت متناسب با ماه مبارک رمضان و ایام گرم فصل تابستان، آموزش امداد و کمکهای اولیه به اهالی ، توزیع لوح فشرده آموزشی و آموزش خیاطی به بانوان روستا و ایجاد فضایی شاد و صمیمی و مفرح برای کودکان روستا با حضور مربیان پیشاهنگی شامل برگزاری برنامه هایی مانند مسابقات فرهنگی، ورزشی، فریاد شادی، آموزش شعر و بازی های گروهی که که در انتها این برنامه ها به نوجوانان حاضر این روستا هدایایی نیز اهدا گردید.

 

 

 

افتتاح مجتمع پزشکی نور در ملک جمعیت هلال احمر شهرستان شهریار

  مجتمع پزشکی نور در ملک جمعیت هلال احمر شهرستان شهریار افتتاح گردید.

به گفته مرتضی رضایی رئیس جمعیت هلال احمر شهرستان شهریار  مجتمع پزشکی نور در ملک جمعیت هلال احمر شهرستان شهریار در دو طبقه افتتاح گردید.

این مجتمع دارای یک کلینیک پزشکی و یک آزمایشگاه تشخیص طبی می باشد. آزمایشگاه این مجتمع بسیار مجهز بوده و در حال حاضر آزمایشات بیوشیمی، هماتولوژی (خون شناسی)، انگل شناسی، میکروب شناسی، تشخیص هورمون، ایمونولوژی، سرولوژی و آزمایشات مربوط به غربالگری سلامت جنین در این آزمایشگاه صورت می پذیرد.

همچنین این آزمایشگاه دارای تجهیزاتی از قبیل دستگاه اتوماتیک انجام تستهای بیوشیمی خون (Auto Analyzer)، شمارشگر اتوماتیک سلولهای خونی (Cell Counter)، دستگاه جداکننده پلاتینهای خون توسط الکتریسیته (Electrophoreses)، دستگاه اندازه گیری کننده هورمون (Elisa)، دستگاه اندازه گیری کننده الکترولیتهای خون (Flame Photometer)، دستگاه طیف سنج (Spectrum Photometer) و دستگاه اندازه گیری کننده اتوماتیک بیلوروبین خون (زردی نوزادان) (Biliorubinometer) بوده و کلینیک این مجتمع نیز دارای یک پزشک متخصص اطفال، متخصص زنان، شنوایی سنجی و مامایی می باشد. این مجتمع در میدان معلم شهرستان شهریار جنب ساختمان هلال احمر واقع شده است

 

 

برگزاری برنامه ختم قرآن کریم و افطاری در جمعیت هلال احمر شهرستان تهران

  با توجه به فرا ایام میلاد امام حسن مجتبی (ع) و روز اکرام، مراسم ختم قرآن و سفره افطار در مجتمع امدادی، فرهنگی و آموزشی منطقه ۱۳ جمعیت هلال احمر شهرستان تهران برگزار گردید.

به گفته امیر حسین جنیدی رئیس جمعیت هلال احمر شهرستان تهران با توجه به فرا ایام میلاد امام حسن مجتبی (ع) و روز اکرام، مراسم ختم قرآن جهت شادی روح شهدای انقلاب و دفاع مقدس و همچنین  دائر نمودن سفره افطار در مجتمع امدادی، فرهنگی و آموزشی منطقه ۱۳ این جمعیت که با مشارکت اعضای امور جوانان و داوطلبان این مجمتع تدارک دیده شده بود؛ اجرا گردید. جنیدی اضافه کرد: ۷۰ نفر از اعضای داوطلب و امور جوانان این مجموعه ضمن حضور در برنامه ختم قرآن در یک فضای معنوی و صمیمی روزه خود را افطار نمودند. لازم به ذکر است هزینه این برنامه توسط پرسنل مجتمع و برخی از اعضای جوانان، داوطلبان و امدادگران به ویژه خانواده محترم خانم مصباحی پرداخت گردیده است.

 

افطار مدیر عامل جمعیت هلال احمر استان تهران  با امدادگران  پایگاه شهدای امدادگر

دکتر سید منتظر شبّر مدیرعامل جمعیت هلال احمر استان تهران ضمن بازدید از پایگاه امداد و نجات بین شهری شهدای امدادگر جمعیت هلال احمر شهرستان تهران، در سفره افطار ساده و صمیمی اعضای این پایگاه نیز حاضر شد.

دکتر سید منتظر شبّر مدیرعامل جمعیت هلال احمر استان تهران ضمن بازدید از پایگاه امداد و نجات بین شهری شهدای امدادگر جمعیت هلال احمر شهرستان تهران در سفره ساده و صمیمی اعضای این پایگاه نیز حاضر شد. برنامه با هدف دیدار با امدادگران، نجاتگران و نیروهای کادر این پایگاه و بررسی و مشکلات این مجموعه تازه تاسیس صورت گرفت.

 در این دیدار دکتر شبر ضمن بیان دیدگاه خود در خصوص این پایگاه به نظرات و نکات عنوان شده اعضای داوطلب و کادر حاضر نیز گوش داده و در مواردی نیز دستور بررسی صادر نمود. در خاتمه نیز حاضران بعد از اقامه نماز جماعت مغرب و عشاء روزه خود را افطار نمودند

لازم به ذکر پایگاه امداد و نجات بین شهری شهدای امدادگر در اسفند ماه سال گذشته در منطقه جاده پردیس با هدف پوشش امدادی مناطق شمال شرق شهرستان تهران تهران تأسیس گردید.

 

 

اجرای مرحله دوم طرح همای رحمت در جمعیت هلال احمر شهرستان ملارد   

به مناسبت فرا رسیدن ولادت با سعادت امام حسن مجتبی(ع ) و روز اکرام مرحله دوم اجرای طرح همای رحمت توسط جمعیت هلال احمر شهرستان ملارد اجرا گردید.

به گزارش روابط عمومی جمعیت هلال احمر شهرستان ملارد، به مناسبت فرا رسیدن ولادت با سعادت امام حسن مجتبی(ع ) و روز اکرام، این جمعیت مرحله دوم اجرای طرح همای رحمت را برگزار نمود.

وی در تکمیل این خبر افزود: در این مرحله ۱۰۰ بسته غذایی که توسط خیرین داوطلب جمعیت هلال احمر ملارد تهیه شده بود، میان آن دسته از خانواده های نیازمند که توسط اعضای پایگاه ها و خانه داوطلب شناسایی شده بودند، در روستاهای این شهرستان توزیع گردید.

همچنین در خبر دیگر از این جمعیت آمده است: با فرا رسیدن ایام ولادت حضرت امام حسن مجتبی ( ع ) و روز اکرام در ادامه اجرای طرح فجر ۹۲ این بار اعضای این جمعیت، به روستای محروم گوی بلاغ، یکی دیگر از روستاهای توابع شهرستان ملارد رفته وبا اجرای برنامه های همچون غبار روبی و عطرافشانی مسجد روستا، توزیع بسته های فرهنگی، اجرای طرح ویزیت رایگان توسط پزشک داوطلب و بر پایی سفره افطاری ، از میهمانان خداوند پذیرایی نمودند. سپس اعضای جمعیت هلال احمر شهرستان ملارد جهت آشنایی اهالی روستا در رابطه با هلال احمر و وظایف آن برای حاضران مطالبی عنوان نموده و فرم عضویت در حوزه امور داوطلبان نیز در بین آنان توزیع گردید.

برچسب ها : ,
موضوع :
توسط جمعه 7 آذر 1393 در پرهام رخشانی قویینکی
نظرات
بازديد:430 بار

جمعیت هلال احمر شهرستان پیشوا بار دیگر یک دوره اردو جهادی دیگر و  این بار در روستای قوئینک رخشانی را با حضور اعضای خود اجرا نمود.
حمیدرضا تاجیک سرپرست جمعیت هلال احمر شهرستان پیشوا گفت: این جمعیت بار دیگر یک دوره اردو جهادی دیگر و  این بار در روستای قوئینک رخشانی را حضور اعضای خود و با هدف کمک به محرومان  با استفاده  از توان نیکوکاران که جزء وظایف انسانی و دینی همه ماست و با تأسی بر کلام گهربار امام علی(ع) که می‏فرماید: «هم‏نشین نیازمندان باش تا شکرت افزون گردد» اجرا نمودیم. وی در ادامه افزود: ما در این اردوی سعی در ایجاد فضایی مناسب برای کمک به همنوعان خود داشته و با برپایی 4 چادر سلامت در دو روز متوالی، متناسب با گستردگی و نیاز اهالی روستا اقدام به  انجام تست سلامت با محوریت کنترل فشار و قندخون، ویزیت رایگان و مشاوره پزشکی زنان، ارائه و توزیع بروشور و بسته های فرهنگی، بهداشتی و سلامت متناسب با ماه مبارک رمضان و ایام گرم فصل تابستان، آموزش امداد و کمکهای اولیه به اهالی ، توزیع لوح فشرده آموزشی و آموزش خیاطی به بانوان روستا و ایجاد فضایی شاد و صمیمی و مفرح برای کودکان روستا با حضور مربیان پیشاهنگی شامل برگزاری برنامه هایی مانند مسابقات فرهنگی، ورزشی، فریاد شادی، آموزش شعر و بازی های گروهی که که در انتها این برنامه ها به نوجوانان حاضر این روستا هدایایی نیز اهدا گردید.

 

برچسب ها : ,
موضوع :
توسط جمعه 7 آذر 1393 در پرهام رخشانی قویینکی
نظرات
بازديد:234 بار